زیبایی ظاهری عاملیست که چشم آدمیزاد را به روی بسیاری از مسائل پشت پرده ای که در پس این زیبایی نفهته میبندد و دقیقا همین زیبایی، پیشرفت و رفاه است که باعث شده شهر فرشتگان به شهری رویایی برای افراد زیادی تبدیل گردد، اما این فقط یک روی سکه است؛ اما در روی دیگرش سیاهیست که بر شهر سیطره انداخته و تمام افرادی که در ذهن خود رویای کار، رویای سینما و رویاهای آسمان خراش های بلندای را میپرورانند را به سمت دام خوش خط و خال خود کشانده و آنها را در چنگال خود گرفتار میکند.
در سالهای بعد از جنگ جهانی دوم و رکود اقتصادی در آمریکا و تشکیل گروههای مافیایی، به مراتب میزان جرم و جنایت در این کشور شدت گرفت که وجود پلیسهای کثیف و رشوه گیر این میزان جرم و جنایت را تشدید میکرد و تا جایی ادامه داشت که پلیس های وظیفه شناس و درستکاری که عدالت و اجرای قوانین را سر لوحه کار خود قرار میدادند مانند غریبه هایی بودند که قرار بود تمام نقشه ها و توطئه های آنها را برملا کنند و این دقیقا هسته داستانی شد که بعدا نام L.A Noir را به خود گرفت.
شخصیت اصلی داستان L.A.Noir یعنی Cole Phelps که یک قهرمان جنگ است، بعد از اتمام جنگ وارد نیروهای گشت پلیس لوس آنجلس (Patrol Unit-LAPD) میشود تا اینکه به درخواست دو کاراگاه برای کمک در صحنه وقوع یک قتل ظاهر میشود و از آنجایی که آدم باهوش و تیزبینیست کمک بسزایی در حل این پرونده میکند و همین تیزبینی و هوش او موجب میشود تا او به جمع کاراگاهان شهر فرشتگان راه پیدا کند و این آغاز داستان ماست، داستانی که مضمون آن پرونده های معروفیست که در سالهای بعد از جنگ جهانی دوم در لوس آنجلس اتفاق افتاده و Cole مسئول پیگیری آنها شده است.
بازی شروع فوق العاده خوبی داره و بازیباز را بسیار درگیر خواهد کرد، اما پس از مدتی داستان بازی روندی یکسان را سپری میکند و تقریبا تا آخر به همان منوال باقی خواهد ماند، البته در بعضی از نقاط بازی، داستان کمی اوج میگرد اما اوجش به آن اندازه ای نیست که بتواند دستی به سر و روی این روند یکسان بکشد.
شخصیت پردازی بازی نیز در سطح مطلوبی قرار دارد و با اینکه زیاد روی هیچ کدام از شخصیت ها مانور زیادی داده نمیشود، اما از همان ابتدا بازیباز با درک شخصیت ها مشکل جدی نخواهد داشت، علاوه بر این فلش بک هایی از حضور Cole در جنگ جهانی دوم، بازیباز را بیشتر در درک این شخصیت و باز کردن گره های داستانی یاری خواهد رساند.
البته این نکته را نیز باید در نظر گرفت که شخصیت پردازی با وجود روند مناسبش در این بازی جای بسیار بیشتری برای کار کردن داشت و توجه بیشتر به بعضی نکات به ظاهر ریز (مانند عدم پرداخت شخصیت همسر و خانواده Cole و ناگهان وارد کردن آنها در بازی) علل الخصوص در انتهای داستان میتوانست داستان بازی را پیش از پیش در دل بازیباز جا کند.
photo

اگر از طرفداراران بازی های R* و سری محبوبش یعنی GTA هستید میدانید که در این سبک شهر کاملا زیرپای شماست و شما با در دست گرفتن شخصیت یک جنایتکار حرفه ای قادر به انجام هرگونه قتل و کشتاری در بازی هستید، اما L.A.Noir کاملا از این قاعده مستثناست و همانطور که گفته شد، با وجود آزادی که در نقشه وجود دارد شما قادر نیستید هر حرکتی را در شهر انجام دهید، زیرا اینبار شما جنایتکار نیستید و این حرکات از یک پلیس وظیفه شناس کاملا دور از انتظار است.
در این بازی همانطور که در قبل نیز اشاره شد، کنترل یه کاراگاه در دستان شماست که هر بار یک پرونده در اختیار شما گذاشته میشود و شما باید همراه با همکارتان موضوع را بررسی و پرونده را ببندید. اما تفاوتی که در این میان وجود دارد طریقه بررسی پرونده هاست؛ جنایت اتفاق افتاده و صحنه جرمی بوجود آمده است و بالطبع مدارک و شواهدی نیز وجود دارد، اینجاست که کار شما آغاز میشود و شما باید همراه با همکارتان راهی محل وقوع جرم شده و تمام سر نخ های موجود را پیدا و آنها را بررسی کنید، از شهود سوال پرسیده و بوسیله سرنخ های بوجود آمده محل ها و افراد جدید که بتواند کمکی برای حل پرونده باشد را پیدا کنید، مظنونین را دستگیر کرده و با بازحویی از آنها مجرم اصلی پرونده را شناسایی کنید.
شاید در چند غالب چند جمله گیم پلی بازی بسیار ساده به نظر بیاید اما به هبچ وجه اینگونه نخواهد بود؛ در پس پیدا کردن سرنخ ها ایده جالبی وجود دارد و بازیباز باید هر وسیله ریز و درشتی را که روی زمین میبیند برداشته و کاملا بررسی کند تا بتواند از روی اسم، نشانی و یا هرگونه نکته ای سر نخ یا سرنخ های جدیدی را کشف کند و آن را در دفتر خود یادداشت نماید. البته هر وسیله ای در صحنه جنایت وجود دارد به درد کار شما نمیخورد، برای همین در بازی سیستمی قرار داده شده که کنترلر با رسیدن Cole به مدارکی که بدرد تحقیقات میخورد شروع به لرزیدن کرده و بازیباز را از وجود این وسیله آگاه میکند، علاوه بر این در این هنگام موسیقی بازی نیز دچار تغییر میشود و بازیباز را به سمت وسیله راهنمایی میکند، البته این برای اشخاصی در بازی قرار داده شده که حوصله جستجوی کامل را ندارند ولی اگر شما از آن دسته افرادی هستید که تمام لوکیشن ها را در بازی ها مو به مو میگردید میتوانید براحتی از منوهای بازی این دو گزینه را غیر فعال کرده و مانند یک کاراگاه تمام صحنه جنایت را زیر و رو کنید.
اما این تنها نیست و بازجویی از شهود یا مظنونین بسیار جذاب تر کار شده است؛ در این قسمت شما با توجه به مدارکی که جمع کرده اید و در دفتر خود نوشته اید، سوالاتی با توجه به فردی که روبه روی شما قرار دارد از شخص مورد نظر میپرسید که جواب فرد داده شده میتواند سه نظر متفاوت راست (Truth)، تردید (Doubt) و یا دروغ را در ذهن شما تداعی کند و شما با بیان صحیح نظر خود میتوانید سرنخ جدید یا مدرکی دال بر گناهکار بودن متهم پیدا کنید. شاید پیش خود فکر کنید بر چه اساسی میتوان به راست یا دروغ بودن صحبت ها پی برد؟ برای این کار سازندگان بازی با طراحی دقیق صورت شما را در حل این مسئله یاری خواهند کرد و این بدین معنیست که اگر صحبت مظنون راست بوده او عکس العملی نخواهد داشت ولی اگر دروغ گفته باشد، صورت او دچار اضطراب خواهد شد و حالت صورت او فرق کرده و بازیباز میتوانید با مشاهده صورت او متوجه مشکوک بودنش گردد.
photo

البته تیم سازنده برای راحت تر شدن کار (علی الخصوص برای تازه کارها) آیتمی به نام intuition point دربازی قرار داده (به این نکته باید توجه کرد که با توجه به کارهای درستی که بازیباز در بازی انجام میدهد درجه او بالا میرود (Ranking UP) وبعد از هر بالا رفتن کامل یک ردیف از امتیازات یکعدد IP برای بازیباز باز خواهد شد) که بازیباز بوسیله این آیتم میتواند در محل های وقوع جرم یا محلهایی که سرنخی وحود دارد با خرج کردن یک IP محل سرنخ ها را روی mini map خود علامت گذاری کند یا در هنگام بازجویی ها با حذف یک گزینه از بین راست – شک و یا دروغ و همچنین حذف تعدادی از شواهد غیرلازم برای اثبات دروغ مظنون کار را برای خود راحت تر کند، البته نکته ای که ینجا باید در نظر گرفت این است که تعداد IP ها محدود بوده و استفاده از آنها نیز باید به دقت و با برنامه ریزی انجام شود. علاوه بر این وجود فقط و فقط یک بار Save در بازی، آن هم بصورت خودکار عاملیست که موجب میشود بازیباز در بازی دقت لازم را علی الخصوص در مورد بازجویی ها به کار گیرد، چون برای جبران کوچکترین اشتباهی دوباره باید از اول پرونده را از سر بگیرد.
شاید از خود بپرسید این سوالات و سرنخ ها یا درست و اشتباه بودن آنها چه تاثیری بر روند بازی خواهد داشت و دقیقا جواب همین سوال است که موجب لذت دو چندان بازی خواهد شد؛ همانطور که در قبل نیز اشاره شد سرنخ ها و یا جواب سوالاتی که از شهود پرسیده میشود، موجب میشوند مکان ها و یا افراد جدیدی در بازی مشخص شوند که به نوعی به جنایت مرتبط هستند، حال کافیست یکی از این سرنخ ها را پیدا نکنید، مسلما دیگر آنگونه که باید نمیتوانید پرونده را حل کنید. اما نکته جالب اینجاست که بازی با اشتباه شما تمام نخواهد شد و عبارت معروف Mission Failed برای شما به نمایش در نخواهد آمد، بلکه پرونده در مسیر اشتباه به راه خود ادامه خواهد داد اما اینبار شخص بیگناهی به جای جنایتکار اصلی روانه زندان خواهد شد و در آخر این حرکت شما به سرزنش شدن و یا خلع درجه از طرف رییستان منجرب خواهد شد.
با وجود جدید بودن این سبک و ابداعی تازه در بازیهای ماجرجویی، متاسفانه بازی بعد از مدتی روند تکرار گریبانگیر بازی خواهد بود و این روش تحقیق و بررسی و بازپرسی کمی حوصله بازیباز را سر خواهد برد، البته شرکت Team Bond با قرار دادن تعقیب و گریز با اتوموبیل و یا بصورت دویدن و یا تیراندازی و همچنین قرار دادن 40 ماموریت فرعی در بازی که اغلب آن به شلیک چند گلوله یا تعقیب مختصر منتهی میشود و یا قرار دادن مد Free Roam در بازی که شما را قادر میسازد آزادانه در شهر سفر کنید و از سواری تک تک اتوموبیل ها لذت ببرید، سعی در تغییر روند بازی داشته که متاسفانه زیاد در این امر موفق نبوده اند.
بخش رانندگی را نمیتوان از نقاط مثبت بازی بحساب آورد؛ با وجود اینکه کنترل بیشتر ماشینها در سرعت عادی نسبتا خوب طراحی شده (البته زیاد نگران رانندگی نباشید، زیرا میتوانید به همکار خود بگویید شما را به مسیر انتخابیتان برساند) اما متاسفانه در سرعت های بالا و همچنین در سیستم ترمز این نکته کاملا برعکس میشود و کنترل ماشین بسیار حساس خواهد بود به طوری که با کوچکترین ترمز و همچنین تکان دادن آنالوگ، تعادل ماشین به هم خواهد خورد، از طرف دیگر فیزیک بد رانندگی مزید این علت است و به هیچ عنوان تعادل ندارد، فقط کافیست با سرعت بالا به یک تراموا بکوبید و با این کار ببینید ماشین شما کمی دچار تو رفتگی شده اما تراموای نگون بخت مسیر زیادی را در اثر برخورد طی کرده است.
هوش مصنوعی بازی بهتر از رانندگی آن است و نسبتا خوب طراحی گردیده است. همکار شما به خوبی در موقعیت های گوناگون پاسخ مناسب خواهد داد و در رانندگی شما را راهنمایی خواهد کرد، این مورد در مورد دشمنان بازی نیز نسبتا صادق است و آنها نیز در برابر شما واکنش نسبتا معقولی خواهند داشت، البته این نکته را نیز نباید نادیده گرفت که همکار شما گاها دچار گیجی شده و به دیوار گیر میکند یا اگر او را جا بگذارید ناگهان در سر صحنه بعدی ظاهر میشود.
به عنوان حرف آخر در مورد گیم پلی بازی باید گفت، L.A.Noir به هیچ بازی دیگری شبیه نیست و وجه اشتراک کمی با بقیه بازیها خواهد داشت. از طرف دیگر Team Bondi تمام تمرکز خود را بر روی یک بازی کاراگاهی و پیداکردن سرنخ و باز جویی ها گذاشته ( و کاملا در این کار موفق بوده اند) و مسلما کمبود اکشن در بازی را نباید به عنوان نقطه ضعفی در بازی بحساب آورد زیرا R* با سابقه ای که دارد نشان داده طراحی بخش اکشن برای این شرکت کار زیاد سختی نیست.
photo

اما فناوری و تازگی فقط مربوط به گیم پلی نیست، کمی در چهره کارکترهای بازی دقت کنید، آیا شما آنها را یاد بازیگران معروفی نمی اندازند؟
درست است، دیگر در این بازی به لطف فن آوری motion scan خبری از انیمیشن برای کارکترها نیست و دقیقا چهره ها وحرکات از روی اجرای خالص یک گروه بازیگر حرفه ای ( به عنوان مثال آقای Aeron staton در نقش Cole Phelps) بدست آمده است و هیچکدام از چین و چروک های صورت، حرکت لب ها، اداها و ... انیمیشن نبوده و همه توسط بازیگران اجرا شده و بیشتر و بیشتر این بازی را به یک اثر سینمایی نزدیک کرده است. البته ممکن است در اوایل بازی به علت تازه بودن این فناوری کمی حرکات کارکترها در هنگام بازجویی و علی الخصوص هنگام دروغگویی مصنوعی به نظر برسد، اما این مورد زیاد طول نخواهد کشید و به ترتیب همزمان با پیشرفت بازی این گونه حرکات تعادل نسبی خود را پیدا خواهد کرد.
این فقط در مورد چهره کارکترها صادق نیست و در تمامی موارد ظرافت های گرافیکی به چشم میخورد است و این ظرافت و دقت در طراحی وقتی مشخص میشود که شما سفر کوتاهی به یکی از نقاط دیدنی شهر مانند موزه هنر (که با علامت دوربین در نقشه مشخص شده اند) بیندازید تا لوس آنجلس 1940 را با چشمان خود مشاهده کنید. البته این دقت فقط محدود به نقاط دیدنی شهر نخواهد بود و این زیبایی در تمام شهر وجود دارد و در تمام قسمت ها مانند ساختمان ها، پل ها و ... به چشم میخورد، علاوه بر این بافت های طراحی شده بسیار با دقت کار شده و دقیقا برجستگی دیوارها (مخصوصا دیوارهای آجری) کاملا مشخص است.
photo

طراحی ماشینها دست کمی از طراحی شهر ندارد؛ 95 اتوموبیل این بازی همگی به بهترین نحو ممکن طراحی شده و نه تنها بدنه بلکه داخل ماشینها از هر نظر طراحی با دقت و کاملی را دارند. همچنین نورپردازی بازی در سطح مطلوبی قرار دارد و نسبت نورپردازی نور در روز و شب و همچنن میزان نورپردازی پویا به خوبی رعایت شده و دقیقا این مورد برای سایه پردازی بازی نیز صدق میکند که کاملا موجب شده سایه ها با اجسم واقعیشان و همچنین جهت نورپردازی هماهنگ باشند.
اما نکات گفته شده تنها نیستند و تیم TB باز هم علاوه بر موارد نامبرده شده، برگ برنده دیگری را نیز برای نمایش قرار داده که شما را قادر میسازد با رفتن به منوی Option و انتخاب گزینه Black&White بازی را کاملا سیاه و سفید کنید و با این سبک به جای یک بازی از یک فیلم قدیمی سیاه و سفید لذت ببرید.
اما با وجود مثبت بودن نکات گفته شده، نباید گفت گرافیک بازی کامل بی عیب ظاهر شده است؛ متاسفانه در اغلب صحنه ها لود شدن بافت ها با کمی تاخیر انجام میگیرد و بافت ها بعضا ( البته این مسئله به ندرت اتفاق میفتد) در بعضی صحنه ها لود نمیشوند. علاوه بر این مورد، باگ های گرافیکی در بازی، مانند غیب شدن ناگهانی آبجکت ها، فرو رفتن کارکترها در زمین و یا رد شدن اجسام از درون یکدیگر نکاتی هستند که حتی در بعضی صحنه ها میتوانند آزار دهنده باشد و جای تعجب دارد، تیمی که این گونه کارکترها، ماشین ها و شهر را طراحی کرده، چرا برای این گونه باگ ها هیچ فکری نیندیشیده است.
نوبتی هم باشد نوبت به بررسی بخش صداگذاری میرسد؛ واقعا باید به تیم صداگذاری و کارگردان این بخش از بازی احسنت و آفرین گفت. وجود موزیک متن بسیار زیبای Jazz در بازی، صداپیشگی و صداگذاری هماهنگ کارکترها و همچنین افکت های صوتی دقیق در بازی و مهمتر از همه وجود sound Track های لایسنس شده و ارجینال در بازی همه و همه عواملی هستند که موجب میشوند عنوان بهترین المان و بیشترین امتیاز در بین قسمت های دیگر را به این بخش اختصاص دهیم.
به عنوان حرف آخر باید گفت، اینبار R* و تیم سازنده بازی یعنی TB دست به ریسک بزرگی زده و با دگرگونی و ایجاد یک سبک جدید در دنیای بازی ها عنوانی را وارد این عرصه کردند که دقیقا مانند راه رفتن بر لبه پرتگاه میماند، اما وجود گیم پلی منحصر به فرد و تک ، آن هم به سبک سینمایی بعلاوه تکنولوژی Motion Scan و طراحی سینماتیک کارکترها بعلاوه موسیقی فوق العاده بازی، نتنها موجب شدند R* براحتی از این بازی سر بلند بیرون بیاورد، بلکه خود این بازی میتواند منبع جدیدی برای بوجود آمدن این سبک بازیها شود.
منبع:www.bazicenter.com

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 31 خرداد 1390    | توسط: مجتبی    |    | نظرات()